حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
182
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
است ، و آن را سعدآباد ميكويند ؛ در يكشب بذان روانه كرد . « 1 » مالكاباد سراجه : مالك بن أحوص آن را بنا كرده است ، و بنام خود آن را نام نهاد ، و بذو منسوبست . شعيباباد : شعيب بن عبد اللّه بن سعد آن را بنا كرده است ، و نهر « 2 » آن را استحداث كرد ، و كاريز آن بيرون آورد ، و بنام خود نام « 3 » نهاد . عمراناباد : عمران بن عبد اللّه بن سعد بنا نهاد ، و كاريز آن انشا كرد ، و بنام خود بنا نهاد . يعلىآباد : يعلى بن حمّاد بنا كرده است ، و كاريز آن بيرون آورده ، و آن را بنام خود نام كرده . حمزهآباد : آن را حمزهء بن اليسع بنا كرده است ، و كاريز آن بيرون آورده ، و بذين سبب بذو باز ميخوانند . باغات بنين : بنين بن أبى خالد - كه نام او زكريّاى بن مالك بن أحوص است - آن را بنا كرده است ، و نام نهاده بنام خود . و همچنين است سبيل « 4 » و طريق ديكر ضياع و هستات « 5 » و باغات عربيّه ، و نامهآىء ايشان ، و نامهآىء بناكنندكان ايشان » . و من بذين قدر كه ياد كردم از ديكر ضيعتها ، قناعت ميكنم ، و اختصار مىنمايم ، زيرا كه مشهور و منسوباند با بناكنندكان آن ، و از ذكر ايشان عدول مىكنم ، با ذكر ضياع عجميّه ، بر وجهى و صفتى كه برقى و غير او حكايت كردهاند و كفته :
--> ( 1 ) . پيشتر درباره سعد بن مالك ، و سعدآباد ، و موقعيت جغرافياى آن به تفصيل سخن رفت . ( 2 ) . در نسخة ( 2 ) و ( 3 ) : مدينه ، و در نسخهء اصل ( شهر ) ضبط شده ، و در نسخة چاپى : نهر كه همين صحيح است . ( 3 ) . در نسخه چاپى : بنا . ( 4 ) . راه . ( 5 ) . در برخى از نسخهها : ( دهات ) ضبط شده ، و در نسخهء أصل ( هستات ) كه همين صحيح است ، و هستات : جمع ( هست ) به معناى دارايى و ضياع و ملك . ( لغتنامه دهخدا : ماده هست )